جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

339

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

خود اراده و اختيارى ندارد و بر ادامه مسيرى كه قرار گرفته است ، مجبور و محكوم است ؟ اگر على اين‌چنين بگويد ، با خود مخالفت ورزيده و گفتار وى درباره آزادى نيز ارزشى نخواهد داشت . چرا كه در اين‌صورت ، گفتار وى ، چيزى بيشتر از يك سخن زودگذر نخواهد بود كه از اصل ريشه‌دارى سرچشمه نگرفته و هدف مشخصى نداشته ونشان‌دهنده صداقت گوينده‌اش نيست مگر به آن مقدار كه يك گفتار زودگذر مىتواند واقعيت صاحبش را نشان دهد ! ولى اگر سخن على درباره آزادى ، اين مقام و موقعيتى را داشته باشد كه ما ديديم ، او بدون ترديد و با تمام نيرو ، گردش انسان را به‌وسيله جبر و قدر انكار مىكند . او با ديد كسى به جبر و قدر نگاه مىكند كه قدرت و نيروى آن را فوق امكانات و نيروى انسانى نمىداند كه مىبيند و مىداند و مختار است و پيش مىرود ! بايد ديد كه على در اين باره چه مىگويد ؟ او به پيرمردى از مردم شام كه در صفين بود ، فرمود : « خداوند به خاطر راهى كه در پيش گرفته‌ايد و تلاشهايتان در اين راه و عمرى كه در آن سپرى مىكنيد ، پاداشى بزرگ برايتان قرار داده است . شما به هيچ وجه مجبور نيستيد و در گزيدن اين راه صاحب اختياريد . » مرد شامى گفت : « اين چگونه مىشود ؟ در صورتى كه قضا و قدر ما را براين مسير داشته و رفت و برگشت ما بسته به قضا و قدر است ! » على به او فرمود : « واى بر تو اى برادر شامى ! شايد تو قضاء لازم و قدر محتومى را در گمان دارى ! اگر چنين باشد كه ثواب و عقاب باطل مىگردد و هيچ سرزنشى براى گناهكار و هيچ تحسينى براى نيكوكار